نادمیده

لغت نامه دهخدا

نادمیده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ندمیده. نارسته. سبزنشده. || طلوع نکرده. طالع نشده. مقابل دمیده. رجوع به دمیده شود.

جمله سازی با نادمیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز یأس‌، شیشهٔ رشکی مگر زنیم به سنگ وگرنه صبح طرب نادمیده می‌ماند

💡 در دماغش نادمیده لاله ها ناشنیده نغمه ها هم ناله ها

💡 آورده ام به کف سر زلفی که بر دلم شب کرده صبح عافیتی نادمیده را

💡 همچو فانوس سحر از عکس شمع آفتاب نادمیده گل وزو پرنور، جیب شاخسار

💡 خط تو نادمیده دل از مردمان گرفت این توتیا به اهل نظر زود می رسد

الهتهم یعنی چه؟
الهتهم یعنی چه؟
لوس شدن یعنی چه؟
لوس شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز