ناخواستن

لغت نامه دهخدا

ناخواستن. [ خوا / خا ت َ ] ( مص منفی ) نخواستن.نطلبیدن. طلب نکردن. تقاضا نکردن. درخواست نکردن.

فرهنگ فارسی

نخواستن نطلبیدن.

جمله سازی با ناخواستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتند: ناخواستن و برنا گرفتن توانیم اما اگر فتوحی پدید آید نتوانیم که نگیریم.

💡 و بعد از تقدیم این مقدمه گوییم مردم از کاینات است، و در فلسفه مقرر است که هر کاینی فاسد بود، پس هر که نخواهد که فاسد بود نخواسته باشد که کاین بود و هر که کون خود خواهد فساد ذات خود خواسته باشد پس فساد ناخواستن او فساد خواستن اوست و کون خواستن او کون نخواستن او، و این محال است و عاقل را به محال التفات نیفتد.

💡 گر نخواهی دولت غمخوارهٔ کی بود ناخواستن را چارهٔ

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز