لغت نامه دهخدا
نابختیار. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدبخت. واژگون بخت. آنکه وی را بخت یاری ندهد. مقابل بختیار:
بدو گفت کای شاه نابختیار
ز نوشین روان در جهان یادگار.فردوسی.
نابختیار. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدبخت. واژگون بخت. آنکه وی را بخت یاری ندهد. مقابل بختیار:
بدو گفت کای شاه نابختیار
ز نوشین روان در جهان یادگار.فردوسی.
کسی که بخت با او یار نیست، بدبخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو گفت کای شاه نابختیار ز نوشین روان در جهان یادگار