مباضعت

لغت نامه دهخدا

مباضعت. [ م ُ ض َ ع َ ] ( ع مص، اِمص ) ( از مباضعة عربی ) غِشیان. همخوابگی. آرمیدن با زن. جماع. مباعلت. مواقعه. وقاع. مقاربت. ملامسه. مماسه. مجامعت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و بلفظ فعل از آن است که در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است. ( کشف الاسرار ). و رجوع به مباضعة شود.
مباضعة. [ م ُ ض َ ع َ ] ( ع مص ) جماع کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بضاع. با کسی جماع کردن. ( المصادر زوزنی ). جماع نمودن. ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). جماع کردن. ( منتهی الارب ). مباشرت. آرامش با زنان. صحبت. مواقعة. وقاع. مجامعت. جماع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مباضعت شود.

فرهنگ معین

(مُ ضَ عّ ) [ ع. مباضعة ] (مص ل. ) جماع کردن، آرمیدن.

فرهنگ عمید

جماع کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جماع کردن آرمیدن: و بلفظ فعل از آنست که فعل در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است.

ویکی واژه

مباضعة
جماع کردن، آرمیدن.

جمله سازی با مباضعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ بی الف اینجا و در سورة المائده قراءت حمزه و کسایی است، از لمس یلمس، و این لمس هم بدست بود، و هم بدیگر جوارح. و بلفظ فعل از آنست که فعل در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است، و مثل این در قرآن آمده است بر لفظ فعل، چنان که گفت: لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ، لَمْ یَطْمِثْهُنَّ.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز