ماه عذار

لغت نامه دهخدا

ماه عذار. [ ع ِ ] ( ص مرکب ) ماه سیما. ماه طلعت. ماهرو. ماه چهر:
آمد آن مشکبوی مشکین موی
آمد آن خوبروی ماه عذار.فرخی.جسم مرا خاک کنی، خاک مرا پاک کنی
باز مرا نقش کنی، ماه عذاری صنما.مولوی.

فرهنگ فارسی

ماه چهر: جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی باز مرا نقش کنی ماه عذاری صنما. ( دیوان کبیر ۳۳: ۱ )

جمله سازی با ماه عذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوشید از (سحاب) ز بس رخ کنون تو را زیر سحاب خط شده ماه عذار حیف

💡 در بردن دل زلف شبه گون تو یکتاست هرچند که بر ماه عذار تو دو تابه

💡 ای ماه عذار من و ای خوش قد و قامت برخیز که برخاست ز عشق تو قیامت

💡 مباد ماه عذار ترا خسوف و محاق مباد مهر جمال ترا کسوف و زوال

💡 آهنگ سفر می‌کند آن ماه عذار ای جان که نفس گیر شدی ناله برآر

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز