ماه دیدار

لغت نامه دهخدا

ماه دیدار. ( ص مرکب ) که چهره زیبا و درخشان چون ماه دارد. ماه چهر. ماه چهره. ماه رخسار. ماه منظر. ماه طلعت. ماه سیما:
از آن ماه دیدار جنگی سوار
وزان سروبن بر لب جویبار.فردوسی.نگه کن که آن ماه دیدار کیست
سیاوش مگر زنده شد یا پَریست.فردوسی.سکندر همان شب به تنها بخفت
نیامیخت با ماه دیدار جفت.فردوسی.غم نادیدن آن ماه دیدار
مرا در خوابگه ریزد همی خار.فرخی.

فرهنگ فارسی

آنکه صورتش در زیبایی قمر را ماند: نگه کن که آن ماه دیدار کیست سیاوش مگر زنده شد یا پریست. ( شا. بخ ۱٠۷۶: ۴ )

جمله سازی با ماه دیدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو برگوی چوگان او کار کرد چنان شد که با ماه دیدار کرد

💡 نگه کن که آن ماه دیدار کیست سیاوش مگر زنده شد گر پریست

💡 منم در بند تو ای ماه دیدار بجانم وصلت اینجاگه خریدار

💡 پرستنده با ماه دیدار گفت که هرگز نماند سخن در نهفت

💡 همان نیز تنها سکندر بخفت نیامیخت با ماه دیدار جفت

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز