لغت نامه دهخدا
یک تهی. [ ی َ / ی ِ ت َ ]( ص نسبی، اِ مرکب ) جامه یکتو چنانکه در ایام گرما پوشند. ( آنندراج ) ( غیاث ). جامه بی آستر:
بوستان کز ژاله پوشیدی قمیص یک تهی
این زمان از برف پوشیده قبای پنبه دار.سعید اشرف.|| پیراهن و زیرپیراهنی زنان. ( ناظم الاطباء ).