یدک کشیدن
مترادفها
یدککشی
لغت نامه دهخدا
یدک کشیدن. [ ی َ دَک ْ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) یدک کشی. افسار اسب جنیبت را در دست گرفتن و با خود حرکت دادن.
- امثال:
اگر دو بز داشته باشد یکی را یدک می کشد؛ متظاهر و خودنما و خودفروش است که ثروت خود را به مردم می نماید.
|| علاوه بر وظیفه خود، مسئولیت دیگری را بعهده گرفتن: فلان کار را دارد و فلان کار را هم یدک می کشد. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به یدک و یدک کش شود.
فرهنگ فارسی
یدک کشی افسار اسب جنیبت را در دست گرفتن و با خود حرکت دادن
جمله سازی با یدک کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نوع از بالابرها با قابلیتهای چندگانه جهت استفاده در محیطهای داخلی و خارجی با دسترسی ارتفاع ۵ الی ۲۲ متر تولید شده و یکی از بهترین انواع بالابر، برای استفادههای حرفهای و یدک کشیدن در مسافتهای طولانی به حساب میآید. حجم کم و سبک بودن این ماشینها به همراه چرخهای خودرویی استفاده شده در آن، این امکان را فراهم میکند تا به هر سایت کاری و سطوح ناهموار خاکی و شنی یدک کشیده شود. جکهای جانبی آن قابلیت تعادل و تثبیت حتی روی زمینهای ناهموار را دارند. بالابرهای قابل یدک در انواع تلسکوپی، مفصلی، مفصلی-تلسکوپی و آکاردئونی موجود هستند. ظرفیت این بالابرها از ۲۰۰ کیلوگرم تا ۴۰۰ کیلوگرم متغیر است.