یاسمینی
مترادفها
یاسمنگون
لغت نامه دهخدا
یاسمینی. [ س َ ] ( اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن حجاج ادرینی بن یاسمینی در قرن ششم میزیسته است.او راست کتابی به نام ( الارجوزة الیاسمینیة ) در علم جبر که با کتاب بغیة المبتدی و غنینة المنتهی طبع شده است. ابوالحسن قلصادی صاحب بغیة المبتدی مذکور که در قرن نهم میزیسته شرحی بر ارجوزه یاسمینی نوشته وبه نام شرح الاجوزة الیاسمینیة معروف است. ( معجم المطبوعات ج 2 ص 1940 ). و رجوع به همان کتاب ص 1520 شود.
جمله سازی با یاسمینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عارض لاله رنگ گل فامت قدر اندام یاسمینی برد