یاری دهنده

لغت نامه دهخدا

یاری دهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) یاریگر. معین. ناصر. نصیر. یاری ده: این نوشته ای است از جانب بنده خدا زاده بنده خدا ابوجعفر امام قائم بامراﷲ امیرالمؤمنین به سوی یاری دهنده دین. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 306 ). گفت مرا یاری دهنده خداست. ( قصص الانبیاء ص 33 ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱- کمک دهنده.۲- توانایی بخشنده.

جمله سازی با یاری دهنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بَلِ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ نه، نه، با کافران موالات مگیرید و از ایشان یاری مجوئید که یاری دهنده شما و مولای شما اللَّه است! بهتر یاری دهندگان، و به آرنده دوستان، و کم آرنده دشمنان.

💡 وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ و ایشان را بر اللَّه یاری ندهند، چنانک ایشان را شفیع نیست روز رستخیز ایشان را یاری دهنده نیست.

💡 تروجان نیز ممکن است به عنوان یک برنامه افزودنی مرورگر اجرا شود , یک شئ یاری دهنده مرورگر در مورد اینترنت اکسپلورر می‌تواند افزونه‌های غیر امن را بلوکه کند یا کاربر را از وجود انان آگاه کند.

💡 وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ این هدی بمعنی معونت است، میگوید اللَّه ظالمان را یاری دهنده نیست اما مؤمنانرا یاری دهد و نصرت کند، چنانک خود گفت کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ‌

💡 فرود از اللَّه هَلْ یَنْصُرُونَکُمْ شما را امروز بکار آیند، یاری دهنده أَوْ یَنْتَصِرُونَ (۹۳) یا خود با ما تازید.