یاجوج
یأجوج در ریشه لغوی خود، که ریشهٔ عربی دارد، به شخصی اطلاق میشود که وظیفهی بر افروختن آتش را بر عهده دارد؛ به عبارت دیگر، آتشافروز است. این معنا در برخی متون کهن نظیر آنندراج ثبت شده است. با این حال، کاربرد این واژه اغلب در پیوند با ترکیب مشهور یأجوج و مأجوج است که در متون دینی و تاریخی به دو قوم یا گروهی عظیم اشاره دارد که در پسِ سدی عظیم محبوساند و در آخرالزمان رها خواهند شد. از اینرو، در بسیاری از متون، واژه «یأجوج» به تنهایی به این مفهوم اسطورهای ارجاع داده میشود.
بر اساس برخی پژوهشهای تاریخی، به ویژه با استناد به گزارش مورخان ارمنی، نام یأجوج میتواند به سرزمینی خاص در جغرافیای تاریخی ارمنستان اشاره داشته باشد. این روایتها به دورههای پادشاهی ارمنستان بازمیگردند، جایی که پادشاهانی چون آرشاک اول، در راستای سیاستهای پدران خویش، به جنگ با اقوام همسایه، نظیر اهالی پونت، میپرداختند. در همین اثنا، تحولات ژئوپلیتیک منطقهای، بهویژه در نواحی کوهستانی قفقاز، موجب بروز اختلالاتی بزرگ در این مناطق گردید.
این اختلالات در گذرگاههای کوه قفقاز، به ویژه در منطقهای که بلغارها در آن سکونت داشتند، به مهاجرت گستردهی مردمان انجامید. بنا بر این متون، گروههای بسیاری از این جمعیتهای آواره به قلمرو ارمنستان پناه آوردند و برای مدتی در صفحات حاصلخیز، که در جنوب سرزمین گگ واقع شده بودند، به سکونت موقت پرداختند. این اسکان موقت، نشاندهندهی تأثیرگذاری مداوم عوامل محیطی و نظامی بر تحرکات جمعیتی در مرزهای شمالی فلات ایران و آناتولی بوده است.
لغت نامه دهخدا
یأجوج. [ ی َءْ ] ( ع ص ) کسی که آتش برافروزد. ( آنندراج ). و رجوع به یأجوج و مأجوج شود.
یأجوج. [ ی َءْ ] ( اِخ ) یأجوج یا گگ به عقیده برخی از مورخان ارمنی سرزمینی در ارمنستان بوده است: ارکش اول ( پادشاه ارمنستان ) از پدرش پیروی کرد و با اهالی پنت جنگید... در این وقت اختلالی بزرگ در گردنه های کوه قفقاز در صفحه بلغارها پدید آمد و مردمانی زیاد به مملکت ( ارمنستان ) مهاجرت کرده در جنوب گگ ( یأجوج ) در صفحات حاصلخیز برای مدتی برفرار شدند... ( تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2578 ).
فرهنگ معین
( یأجوج ) (یَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - نام یکی از دو قبیلة وحشی ساکن در پشت کوه های قفقاز. ۲ - کنایه از: انسان های وحشی.
فرهنگ عمید
در تورات و روایات اسلامی، یکی از دو قبیلۀ کوتاه قدی که در پشت کوه های قفقاز مسکن داشته اند و ذوالقرنین (= کورش؟، اسکندر؟ ) در برابر هجوم آن ها سدی بنا کرد.
* یٲجوج ومٲجوج: = یٲجوج
فرهنگ فارسی
یاجوج یا گگ بعقیده برخی از مورخان ارمنی سرزمینی در ارمنستان بوده است
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] یأجوج. یأجوج و مأجوج ظاهرا طایفه ای از مردم چین هستند.
[ویکی فقه] یأجوج و مأجوج ظاهرا طایفه ای از مردم چین هستند.
لفظ یأجوج و مأجوج دو بار در قرآن مجید است.
[ویکی الکتاب] معنی یَأْجُوجُ: قومی وحشی که ذوالقرنین با ساختن سدی در مقابل آنان مانع هجومشان گردید
ریشه کلمه:
یاجوج (۲ بار)
.. در کلمه «مأجوج» درباره هر دو لفظ توضیح داده شده است و ظاهراً مراد طائفهای از مردم چین اند. و این دو لفظ دوبار بیشتر در قرآن مجید نیامده است.
جمله سازی با یاجوج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به شب شهر غوغای یاجوج گیرد به روزش سکندر دهائی نیابی
💡 حسامی تو در دفع یاجوج مرگ جهان را به از سد اسکندرست