گوهرسنج

لغت نامه دهخدا

گوهرسنج. [ گ َ / گُو هََ س َ ] ( نف مرکب ) که گوهر سنجد. که گوهر به ترازو برسنجد:
گفت چندین نورد گوهر و گنج
برنسنجیده هیچ گوهرسنج.نظامی.

فرهنگ عمید

آن که گوهر را بسنجد، جواهرسنج.

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنکه گوهر را سنجد جواهرسنج: گفت چندین نورد گوهر و گنج بر نسنجیده هیچ گوهرسنج.

جمله سازی با گوهرسنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش گوهرشناس گوهرسنج هست عالم چو عرصهٔ شطرنج

💡 نباشد دیده تا حق بین مده دستوری اشکش چو گوهرسنج کو پیش از گهر سنجد ترازو را

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز