گوشت پاره

لغت نامه دهخدا

گوشت پاره. [ رَ/ رِ ] ( اِ مرکب ) پاره ای از گوشت. ( ناظم الاطباء ). پارچه گوشت. بِضْعة. ( منتهی الارب ). شِنْشِنة. ( المنجد ) ( ناظم الاطباء ). مُضغة. ( منتهی الارب ):
گوشت پاره ی آدمی از زور جان
میشکافد کوه را با بحر و کان.مولوی.|| مغز و هسته. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

پاره ای از گوشت، تکۀ گوشت.

فرهنگ فارسی

(اسم ) پاره ای از گوشت تکه ای گوشت: گوشت پار. آدمی از زورجان می شکافد کوه را با بحر و کان. ( مثنوی )

جمله سازی با گوشت پاره

💡 آن گوشت پاره گشته از خنجر بلا کز تو همی براند سیری ذباب تو

💡 گر دل به مذهب تو جزین گوشت پاره نیست قصاب کوی به ز تو داند بهای دل

💡 زبان چه باشد خود گوشت پاره یی عاجز که گرش آبی باید ز دیگران خواهد

💡 چو گوشت پاره ضریریست مانده بر جایی چو مرده‌ای‌ست ضریر و عقیله احیاست

💡 از گوشت پاره ای چه شکایت کنی مگوی هیچم دلِ شکسته موافق نمی شود

مغول یعنی چه؟
مغول یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز