گشاده پیشانی
متضادها
عبوس، تنگ پیشانی
لغت نامه دهخدا
گشاده پیشانی. [ گ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کسی که در کار گشاده رو باشد و آنرا پیشانی گشاده نیز نامند. ( فرهنگ رشیدی ). || خوش رو. خندان. بشاش:
پیکری چون خیال روحانی
تازه رویی گشاده پیشانی.نظامی ( هفت پیکر ص 73 ).به حاجتی که روی تازه روی وخندان باش
فرونبندد کار گشاده پیشانی.سعدی.|| نورانی. ( ناظم الاطباء )
فرهنگ عمید
خندان، خوش رو.
فرهنگ فارسی
۱ - خندان بشاش خوشرو. ۲ - دارای چهر. نورانی.
جمله سازی با گشاده پیشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلاله بسته و چون گل گشاده پیشانی زرشک او مه تو چین بچهره افکنده
💡 درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است دل شب از نتوانی سپیده دم برخیز