گرم دل
مترادفها
مهربان، دلگرم، صمیمی
متضادها
سنگدل، سرددل
لغت نامه دهخدا
گرم دل. [ گ َ دِ ] ( ص مرکب ) کنایه از عاشق سوخته. ( آنندراج ). در برهان بصورت جمع گرم دلان آمده است. عاشقان و دلسوختگان. || قوی دل. پشت گرم:
تسکین جان گرم دلان را کنیم سرد
چون دم برآوریم بدامان صبحگاه.خاقانی.چونکه نعمان بدین طلبکاری
گرم دل شد ز نار سمناری...نظامی.
فرهنگ عمید
دلگرم، مطمئن، قوی دل.
فرهنگ فارسی
۱ - قوی دل پشت گرم: چون که نعمان بدین طلبکاری گرم دل شد زنار سمناری... ( هفت پیکر ) ۲ - عاشق دلسوخته.
جمله سازی با گرم دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خون گرم دل پیوست با یار بس، ای گریه که می وصل سریش است
💡 مگر رسید به پابوس بحر چون سیلاب به آه گرم دل سنگ خویش آب کنید
💡 فلک را از تف دل گرم دل کرد زمین در عشق گل از دیده گل کرد
💡 عمری دمید بر تو دل گرم بافسون وز کین نگشت گرم دل آهنین تو
💡 به پند و نصیحت چنان گشت گرم دل سخت او کرد چون موم نرم