گرم کینه

لغت نامه دهخدا

گرم کینه. [ گ َ ن َ / ن ِ] ( ص مرکب ) کنایه از دشمن سخت. گرم کین:
مگردر پای دور گرم کینه
شکسته گردد این سبز آبگینه.نظامی.رجوع به گرم کین و گرم کینی شود.

فرهنگ فارسی

گرم کین: مگر در پای دور گرم کینه شکسته گردد این سبز آبگینه. ( نظامی )

جمله سازی با گرم کینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپه چون شنیدند گفتار شاه براندند باره سوی کینه خواه

💡 از غم دل به سینه سنگ زدی با دل از کینه طبل جنگ زدی

💡 به یک ره به میدان نهادند روی به قلب اندرون، مصعب کینه جوی

💡 چنان گشت خواهند در صف کینه زپیکان ایشان بترسد دو پیکر

💡 گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد شیرینی درد از دل بی کینه کجا شد

💡 گر حرف وفا سکته فروشد به تامّل در رشتهٔ الفت‌ گره کینه نباشد

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز