لغت نامه دهخدا
گردون شکاف. [ گ َ ش ِ ] ( نف مرکب ) چیزی که گردون را بشکافد، و این ادعاست. ( آنندراج ). || بانگ شیپوری که گردون را بشکافد. ( ناظم الاطباء ):
ز غریدن کوس گردون شکاف
زمین را درافکند پیچش به ناف.نظامی ( از آنندراج ).
گردون شکاف. [ گ َ ش ِ ] ( نف مرکب ) چیزی که گردون را بشکافد، و این ادعاست. ( آنندراج ). || بانگ شیپوری که گردون را بشکافد. ( ناظم الاطباء ):
ز غریدن کوس گردون شکاف
زمین را درافکند پیچش به ناف.نظامی ( از آنندراج ).
۱. شکافندۀ آسمان.
۲. آن که فضا را بشکافد و به آسمان برسد.
۳. [مجاز] آنچه صدایش به آسمان برسد: ز غرّیدن کوس گردون شکاف / زمین را در افکند پیچش به ناف (نظامی: لغت نامه: گردون شکاف ).
( صفت ) ۱ - آنکه گردون را بشکافد. ۲ - بانگ شیپور که باسمان رسد: زغریدن کوس گردون شکاف زمین را در افکند پیچش بناف. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که افکَنَد از شکوه به سقف گردون شکاف
💡 از بیم نوک خنجر گردون شکاف او شیر فلک برون جهد از راه کهکشان