گرده گاه

لغت نامه دهخدا

گرده گاه. [ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) آنجای که گرده بدانجاست. آنجای از درون انسان یا حیوان که گرده ( قلوه ) بدانجاست. قلوه گاه:
بزد نیزه بر گردگاه دو گرد
برآورد و زد بر زمین کردخرد.اسدی.بدین یال و گردی برو گرده گاه
چه سنجد به چنگال او کینه خواه.اسدی.و خرقه های با آب یخ سرد کرد بر گرده گاه می نهند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
گرده گاه فلک شکافته باد
که یکی گرده با جگر ندهد.انوری.ولف در فهرست شاهنامه گرده گاه ( به ضم اول ) و گرده گه ( به ضم اول ) ( مخفف آن را ) به معنی قد و قامت دانسته و به فرهنگ عبدالقادر هم ارجاع کرده است.

فرهنگ عمید

جایی از بدن انسان یا حیوان که کلیه در آنجا قرار دارد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جایی که گرده ( قلوه ) بدانجاست: و خرقه های با آب یخ سرد کرده بر گرده می نهند.

جمله سازی با گرده گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین یال و گردی بَر و گرده گاه چه سنجد به چنگالِ او کینه خواه

💡 بزد نیزه بر گرده گاه دو گرد برآورد و زد بر زمین کرد خرد

💡 وان گرده گاه پاره کند گه درست باز یعنی که هم نمی‌دهم و هم نمی‌خورم

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز