لغت نامه دهخدا
گردن مینا. [ گ َ دَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمت باریک و بالای مینا یا ظرف شراب:
بخاک افتم ز تخت سلطنت چون در نماز افتم
چو آید گردن مینا به کف مالک رقابم من.صائب ( از آنندراج ).
گردن مینا. [ گ َ دَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمت باریک و بالای مینا یا ظرف شراب:
بخاک افتم ز تخت سلطنت چون در نماز افتم
چو آید گردن مینا به کف مالک رقابم من.صائب ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میگساران چنگ تا در گردن مینا زدند دعوی گردن کشی با چرخ مینا کردهاند
💡 تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت
💡 چه شد که مجلس ما را ز شمع زیور نیست بیاض گردن مینا ز صبح کمتر نیست
💡 قدر ناموس خود و عرض شریعت میبرد محتسب گو دست ما در گردن مینا مگیر
💡 تلخکامان جان شیرین را به رغبت می دهند خون می هرگز و بال گردن مینا نشد