لغت نامه دهخدا
گردمرد. [ گ ِ م َ ] ( اِ مرکب ) مردی میانه نه دراز نه کوتاه. متوسطالقامة. میانه بالا.
گردمرد. [ گ ِ م َ ] ( اِ مرکب ) مردی میانه نه دراز نه کوتاه. متوسطالقامة. میانه بالا.
مردی میانه قامت نه دراز و نه کوتاه میانه بالا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابر اجل، بخاک فشاند تگرگ مرگ؛ آید ز گرد مرد برون، وز غبار اسب
💡 نیابم زو اثر هر چند کوه و دشت پیمایم نگوید زو خبر هرچند گرد مرد و زن گردم
💡 کسی کاین پر عجایب صنع و قدرت را نمی بیند سزد گرد مرد بینا جز که نابیناش نشمارد
💡 تو مرد را ز گرد ندانی چه مردیست در گرد مرد جوی که با گرد کار نیست
💡 که گرد مرد جنگی درآ نزد من وگرنه نشین در سرا همچو زن
💡 گرش مرد جنگی بود ده هزار همه گرد مرد و همه نامدار