لغت نامه دهخدا
گاوگوش. ( ص مرکب ) آنکه پره و لاله گوش بسوی رو خمیده دارد.اَخْذی ̍. ( دستوراللغة ). اخطل. آویخته گوش. سست گوش.
گاوگوش. ( ص مرکب ) آنکه پره و لاله گوش بسوی رو خمیده دارد.اَخْذی ̍. ( دستوراللغة ). اخطل. آویخته گوش. سست گوش.
آنکه پره و لال. گوشش بسوی روی خمیده بود آویخته گوش سست گوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز باره گاو گوش اشتر دل او کس لاشه خری بصورت اسب ندید
💡 هست آن گاو گوش اشتر دل اسب صورت ولی بمعنی خر