کهنه فروش
مترادفها
کالای دست دومفروش
لغت نامه دهخدا
کهنه فروش. [ ک ُ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که قماشهای کهنه و اشیای مستعمل را بر دست و دوش برگرفته و بفروشد. ( آنندراج ). آنکه لباسهای کهنه و مندرس می فروشد. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). خُلْقانی. ( دهار ) ( تفلیسی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
تا از لباس حسن بیاراست دوش خود
از نو شدیم بنده کهنه فروش خود.سیفی ( از آنندراج ). || مجازاً، آنکه معنی کهنه عرضه می کند. مقلد. ( کلیات شمس چ فروزانفر ج 7 فرهنگ نوادر لغات ):
نوبت کهنه فروشان درگذشت
نوفروشانیم و این بازار ماست.مولوی.
فرهنگ عمید
کسی که لباس های کهنه می فروشد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه لباسها ی کهنه و مندرس فروشد: تا از لباس حسن بیاراست دوش خود از نو شدیم بند. کهنه فروش خود. ( سیفی )
جمله سازی با کهنه فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق هر دم به تازه سودایش عقل کهنه فروش رسته اوست
💡 روزیت چو نیست علم نونو هله ور ای کهنه فروش در سخنهای کهن