کنده گر
مترادفها
حفار، کندهکار
لغت نامه دهخدا
کنده گر. [ ک َ دَ / دِ گ َ ] ( ص مرکب ) به معنی کنده کار است یعنی شخصی که در مس و برنج و چوب و تخته و امثال آن نقش ها کند. ( برهان ). آنکه بر چوب و زر و جز آن نقش کند و به هندی کندن گر گویند. ( فرهنگ رشیدی ). نقار. ( مهذب الاسماء ). کنده کار. ( آنندراج ). کسی که در روی مس و برنج و عقیق و جز آن قلم زنی کند وحکاکی نماید و کنده کار و حکاک. ( ناظم الاطباء ): و کنده گر را نقار گویند. ( تفسیر ابوالفتوح ).
فرهنگ عمید
کسی که بر روی فلز، چوب، یا چیز دیگر کنده کاری می کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کنده کار: وکنده گر را نقار گویند.
جمله سازی با کنده گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نخچیر لشکر پراگنده شد اگر کنده گر سوی آگنده شد