کستن
مترادفها
کم کردن، کاهش دادن، کاستن
متضادها
افزودن، زیاد کردن
لغت نامه دهخدا
کستن. [ ک ُ ت َ ] ( مص )کوفتن. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || گرفتن. || کمربند بستن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
= کوستن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کوفتن کوبیدن.
جمله سازی با کستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون لشکر آراستم سوی رزم پس از کستن او بسازیم بزم