کجرفتار
مترادفها
بدرفتار، ناهنجار، بدخلق، لجباز
متضادها
درسترفتار، خوشرفتار، باادب
لغت نامه دهخدا
کجرفتار. [ ک َ رَ ] ( ص مرکب ) که رفتار کج دارد. رونده براه ناراست و ناهموار. ( ناظم الاطباء ):
آنکه دزدی کند از این گفتار
پنج پای است زشت و کجرفتار.سنائی.سعدیا راست روان گوی سعادت بردند
راستی کن که بمنزل نرسد کجرفتار.سعدی.- فلک کجرفتار؛ ناسازگار. غیر موافق.
|| بدذات. مفسد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( ~. رَ ) (ص. ) بدرفتار.
فرهنگ فارسی
که رفتار کج دارد. رونده براه ناراست و ناهموار
جمله سازی با کجرفتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدم برون منه از خودکه تیر کجرفتار همان به است که در خانه کمان باشد
💡 زیر پای چرخ کجرفتار چون خوابد کسی؟ در ره این سیل بی زنهار چون خوابد کسی؟
💡 طعمه گردون کجرفتار بی قلاب نیست ما به آب خشک ازین دریای اخضر قانعیم