لغت نامه دهخدا
کاشح. [ ش ِ] ( ع ص ) دشمنی پنهان دارنده و دور از دوستی. الحدیث: افضل الصدقة علی ذی الرحم الکاشح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دشمنی پنهانی. ( دهار ). دشمنی که دشمنی در دل دارد و ظاهر نکند. بدگو. ج، کاشحون، کاشحین.
کاشح. [ ش ِ] ( ع ص ) دشمنی پنهان دارنده و دور از دوستی. الحدیث: افضل الصدقة علی ذی الرحم الکاشح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دشمنی پنهانی. ( دهار ). دشمنی که دشمنی در دل دارد و ظاهر نکند. بدگو. ج، کاشحون، کاشحین.
ویژگی آن که دشمنی خود را پنهان می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناصح او در جهان برتخت اقبال و ظفر کاشح او از فلک مخذول و مقهور آمدست