لغت نامه دهخدا
کارمو. [ م ُ ] ( اِخ ) حاکم نشین ناحیه «تارن » بخش «البی ». سکنه 11500 تن. معدن زغال سنگ و شیشه سازی و سیمان سازی دارد.
کارمو. [ م ُ ] ( اِخ ) حاکم نشین ناحیه «تارن » بخش «البی ». سکنه 11500 تن. معدن زغال سنگ و شیشه سازی و سیمان سازی دارد.
کارمو (ریودوژانیرو). کارمو ( به پرتغالی: Carmo ) یک منطقهٔ مسکونی در برزیل است که در ریو دو ژانیرو واقع شده است. کارمو ۳۲۱٫۱۸۷ کیلومتر مربع مساحت و ۱۹٬۰۳۰ نفر جمعیت دارد و ۳۴۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 باواروآ در اصل نوعی نوشیدنی گرم در جنوب آلمان بودهاست که از مخلوط کردن چای یا الکل، شربت سرخس و شیر و غیره درست میشدهاست. گفته میشود که یک آشپز فرانسوی به نام آنتونان کارمو دستور آن را بهعنوان شیرینی تغییر داده و آن را بهصورت فعلی درست کردهاست.