کارزار کردن

مترادف‌ها

جنگیدن، مبارزه کردن، پیکار کردن

لغت نامه دهخدا

کارزار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جنگ کردن: کارزار نمودن یا قَفن. تَعَصوُد. اِقتِتال. تَقاتُل. عَیهَلَه. عَوهَلَه. غَیثَمَه. مُعارَکَه. عِراک. عُلعول. مَعمَعَه. ( منتهی الارب ). جِهاد. لَقیَة. ( دهار ). مُقاتَلَه. تَطریف. تَواطُح: موبد موبدان گفت... خود بجنگ ترک توجه کن که هیچ دشمن بدتر از ترک نیست یا خود برو یا سپاه بفرست با سپهسالاری جلد و مبارز تا با وی کارزار کند. ملک هرمز گفت احسنت نیکو گفتی. ( ترجمه طبری بلعمی ).
بکن جهد آن تا شوی مردمی
مکن با خدای جهان کارزار.ناصرخسرو.در زمی اندر نگر که چرخ همی
با شب یازنده کارزار کند.ناصرخسرو.و اینک علی بن ابیطالب ( ع ) برادر من و وصی من است جهاد کندبر تأویل قرآن چنانکه من کارزار کردم. ( مجمل التواریخ و القصص ص 233 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جنگ کردن حرب کردن محاربه: [ اصحاب خود را بزبان عجم گفت که بدار زنید یعنی کار زار کنید و بکشید این طایفه را ]. ( تاریخ قم ۸۲ )

جمله سازی با کارزار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باب بیستم اندر آیین حرب و کارزار کردن

💡 سازمان‌های محیط‌زیستی در سراسر جهان برای جلوگیری از نابودی جنگل‌های آمازون و حفاظت از گونه‌های در معرض خطر، کارزار کردن‌های گسترده و تبلیغاتی را آغاز کرده‌اند.

💡 گروه‌های سیاسی مختلف در نزدیکی زمان انتخابات، با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و جلسات عمومی، شروع به کارزار کردن برای جذب آرای بیشتر از مردم کرده‌اند.

💡 فعالان حقوق بشر در سطح بین‌المللی با هدف فشار بر دولت‌ها برای رعایت اصول دموکراسی، مشغول کارزار کردن برای تغییر قوانین موجود در کشورهای مختلف هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران