لغت نامه دهخدا
کاتار. ( اِخ ) از کلمه یونانی به معنی تصفیه شده ها. فرقه ای از زنادقه در قرون وسطی از اصل اسلاو که در فرانسه به صورت «البیژوا» درآمدند. آثار مانویت در این فرقه دیده میشود.
کاتار. ( اِخ ) از کلمه یونانی به معنی تصفیه شده ها. فرقه ای از زنادقه در قرون وسطی از اصل اسلاو که در فرانسه به صورت «البیژوا» درآمدند. آثار مانویت در این فرقه دیده میشود.
💡 در دوران سَدههای میانه، همواره کلیسا در صدد تثبیت استیلای سیاسی خود بر اروپا بود؛ ولی تفتیش عقاید به شکل سازمانیافته متأخرتر پدید آمد. دستگاه پاپ همواره از بهچالشکشیدهشدنِ اقتدارش وحشت داشته و در قرون وسطای پسین به علت افزایش فساد کلیسا و رشد سواد، جنبشهای بدعتگذارانه شدیدتر شد. تا آنکه نخستین نشانههای مقاومت شدید کلیسا در اواخر قرن دوازدهم هنگامی نمایان شد که در ناحیهای در جنوب فرانسه به اسم لانگدوک، جنبش بدعتگذارانهٔ عظیمی به وجود آمد که پیروانش خود را کاتار (به معنی پاک و خالص) و در جنوب فرانسه و شمال ایتالیا والدوسیان مینامیدند. فرقه والدوسیان مخالفتهای خود را از سالهای ۱۱۷۰ میلادی آغاز کردند.