ژولیده موی

لغت نامه دهخدا

ژولیده موی. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پریشان موی. آنکه موی و زلف آشفته و درهم دارد: اَشوع، اشعث؛ مرد ژولیده موی. شَعْثاء؛ زن ژولیده موی. ( منتهی الارب ). منتفش الشعر و منتفشةالشعر؛ ژولیده موی:
همی رفت ژولیده دستار و موی
کف دست شکرانه مالان به روی.سعدی.- ژولیده موی شدن؛ پریشان موی شدن. زلف درهم شدن. شَعَث. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پریشان موی آنکه موی و زلف آشفته و در هم دارد: اشوع.

جمله سازی با ژولیده موی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبی مشوش و ژولیده موی چون عاشق ولی به چشم خرد سیم ساق چون دلبر

💡 برآشفت آن مرد ژولیده موی به حمله درآمد سوی نامجوی

💡 به ناگه یکی مرد ژولیده موی که دین را بدی طالب و راستگوی

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز