چراغ چشم

لغت نامه دهخدا

چراغ چشم. [ چ َ /چ ِ غ ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از فرزند است. ( برهان ). کنایه از فرزند محبوب و عزیز. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). نظیر «قرةالعین » در عربی. ( حاشیه برهان چ معین ). فرزند. ( ناظم الاطباء ) ( مجموعه مترادفات ص 286 ). مرادف جگرگوشه، جگربند، میوه دل، نور چشم، پور. ( مجموعه مترادفات ص 286 ):
بدو گفت ای چراغ چشم مادر
سزد گر نالی از بهر برادر.فخرالدین اسعد( ویس و رامین ).رجوع به فرزند شود.

جمله سازی با چراغ چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی آن کو به حضرت نازنین بود چراغ چشم شاه دوربین بود

💡 ای دوست چراغ چشم بیدار تویی معشوق تویی، عاشق دیدار تویی

💡 نهال باغ معانی چراغ چشم امانی خدیو مسند دولت سزای خاتم و مسند

💡 خواب در چشمم نمی‌آید به شب آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟

💡 برافروز ای چراغ چشم ایجاد جهان شد بی فروغت ظلمت آباد

💡 من چون چراغ چشم به راه تو داشتم ای نور هردو دیده چراغ که بوده‌ای؟

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز