چراغ صبحدم

لغت نامه دهخدا

چراغ صبحدم. [ چ َ / چ ِ غ ِ ص ُ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغ صبح و چراغ سحری. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). رجوع به چراغ سحر و چراغ سحری و چراغ صبح شود.

فرهنگ فارسی

چراغ صبح و چراغ سحری.

جمله سازی با چراغ صبحدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشم سر در گریبان هر سحر بی آن گل خندان مبادا آه سردم در چراغ صبحدم گیرد

💡 خلوت وصل است درگیر ای چراغ صبحدم تا نیابد شمع راهی در شبستان وصال

💡 چون چراغ صبحدم اکنون ندارم اعتبار محرم هنگامه اش چون شمع بودم پیشتر

💡 اشک در دامان و آه آتشین در زیر لب چون چراغ صبحدم بیرون ز دنیا می رویم

💡 تا تو از خلوت صبوحی کرده بیرون آمدی چون چراغ صبحدم در اضطراب است آفتاب

💡 چون چراغ صبحدم خورشید می لرزد به جان تا بیاض گردن سیمین او شد آشکار