چاک سینه
لغت نامه دهخدا
چاک سینه. [ ک ِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چاک گریبان. ( آنندراج ). گریبان. یقه:
گلشن اندام او موج لطافت میزند
میتوان دیدن ز چاک سینه او جوی گل.سالک یزدی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
چاک گریبان. گریبان. یقه.
جمله سازی با چاک سینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیدل غبار آهی تا رنگ اوج گیرد از چاک سینه دارم چون صبح نردبانی
💡 به راه مهر تو هر رخنه ای ست آغوشی ز چاک سینه دمیده ست، صبح دولت ما
💡 از چاک سینه سیر خیابان گل کند آن را که بی نیاز ز گل ساخت بوی گل
💡 چو شمعی کز شکاف پردهٔ فانوس بنماید ز چاک سینه ام داغ دل سوزان نمایان شد
💡 جز خاک کوی دوست که نتوان ازو گذشت از چاک سینه بستن خونم دوا نداشت
💡 در نقاشیهای کلاسیک، گاهی اوقات با نمایش دقیق چاک سینه، هنرمندان سعی میکردند تا زیبایی و ظرافت اندام شخصیتهای داستان را به شکلی هنرمندانه به تصویر بکشند.
💡 او با لباسی که چاک سینهاش تا حدودی باز بود، در مهمانی حضور یافت که توجه بسیاری از مهمانان را به ظاهر بسیار شیک و مدرن خود جلب کرد.
💡 طراحان مد با استفاده از برشهای خاص و ایجاد چاک سینه در لباسهای شب، سعی میکنند تا جذابیت و ظرافت بیشتری به پوشش زنان ببخشند.