گریبان چاک کرد

لغت نامه دهخدا

گریبان چاک کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دریدن و شکافتن گریبان.
- گریبان چاک کردن صبح؛ طلوع کردن. آشکار شدن:
آری چو صبح کرد گریبان چاک
طرار شب وداع کند جان را.قاآنی ( دیوان چ تهران ص 10 ).

جمله سازی با گریبان چاک کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نسیم اولم چون گل گریبان چاک کرد تا چه گلها بشکفد دیگر ز احسان بهار

💡 گر نسیم صبحدم گل را گریبان چاک کرد صبح را زخم نمایان بر دل از بازوی کیست؟

💡 صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد روی گرمت مهر را داغ دل افلاک کرد

💡 جامه بدرید و گریبان چاک کرد بر زمین افتاد و بر سر خاک کرد

💡 اینجهان و آنجهان از جان گریبان چاک کرد تا دهد جا جان ما را در درون خویشتن

💡 نوعروس از غم گریبان چاک کرد فاطمه در خُلد بر سر خاک کرد

شغال یعنی چه؟
شغال یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز