چاشنی خوار

لغت نامه دهخدا

چاشنی خوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) چاشت خوار. چاشته خوار. چشته خوار. مسته خوار. چاشنی خورنده. و رجوع بچاشت خوار و چاشته خور و چشته خور شود.

فرهنگ فارسی

چاشت خوار. چاشته خوار. چشته خوار. مسته خوار. چاشنی خورنده.

جمله سازی با چاشنی خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گردد مرغ اندک چاشنی خوار بود در سلک مرغان گرفتار

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز