پناه جا
مترادفها
پناهگاه، مأمن، ملجأ
متضادها
بیپناهی، بیسرپناهی
فرهنگستان زبان و ادب
{refuge} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] گذرگاهی در وسط سواره رو برای توقف ایمن عابر پیاده در هنگام عبور
جمله سازی با پناه جا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر کسی آرد به دیواری پناه جا دهد او را بخود بی اشتباه
💡 در زمان وقوع بلایای طبیعی مانند سیل یا زلزله، یافتن یک پناه جا که از نظر ساختاری ایمن باشد، اولین اولویت برای نجات جان انسانهاست.
💡 کودکان در هنگام شنیدن صدای رعد و برق شدید، معمولاً به دنبال پناه جا در میان بزرگترهای خود میگردند تا احساس امنیت بیشتری داشته باشند.
💡 این ساختمان قدیمی که زمانی یک قلعه بود، اکنون به عنوان پناه جا برای پناهندگان جنگزده در این منطقه مرزی مورد استفاده قرار میگیرد.