پس ترک

لغت نامه دهخدا

پس ترک. [ پ َ ت َ رَ ] ( اِ مصغر، ص، ق مرکب ) بُعیدَ هذا.اندکی متأخر: و او ( یعنی کوکب علوی ) مستقیم است تا آنگاه که بوقت برآمدن آفتاب آنجا رسد که اگر آفتاب آنجا بجای او بودی از پس ترک از نماز پیشین بودی. ( ابوریحان از التفهیم ). || هر چیز صیقلی که در لای کاغذ گذارند تا محفوظ ماند. || فواتی که شخص در دم مردن زند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

اندکی پس تر، عقب تر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اندکی عقب تر متاخر.
بعید هذا اندکی متاخر

جمله سازی با پس ترک

💡 چرا پس ترک دو جهان می‌نگیری چو مشتاقان پی آن می‌نگیری

💡 گفتیم خواهی ازین پس ترک خوی بد گرفت این مگو با من که من نیکو شناسم خوی تو

💡 ترک نخوت ترک شهوت ترک آزار کسان ترک خور پس ترک خواب و ترک افعال تباه

💡 به کزین پس ترک گویم لانه را بهر موران واگذارم دانه را

💡 از این پس ترک آب و دانه سازید چو جغدان، جای در ویرانه سازید

💡 تاب جفا ندارم، ای وای! اگر ازین پس ترک ستم نگیرد، ترک ستمگر من