پرتو تصویر
فرهنگستان زبان و ادب
{image ray, perspective ray} [مهندسی نقشه برداری] خط مستقیمی که نقطه ای در فضای شیء یا فضای تصویر را به مرکز تصویر وصل می کند
ویکی واژه
خط مستقیمی که نقطهای در فضای شیء یا فضای تصویر را به مرکز تصویر وصل میکند.
جمله سازی با پرتو تصویر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عوامل رادیوکنتراست یا مواد حاجب اغلب در سی تی برای توصیف بهتر آناتومی مورد استفاده واقع میشوند. گرچه رادیوگرافی قادر به تولید و ارائهٔ تفکیکپذیری فضایی بالاتری است، اما در عوض سی تی میتواند اطلاعات بیشتری را در مورد تغییرات دقیق و ظریف مربوط به میرایی پرتو ایکس تشخیص دهد. در ضمن سی تی بیمار را در معرض تابش اشعهٔ یونیزان بیشتری در مقایسه با رادیوگرافی قرار میدهد. در سی تی نوع اسپیرال با آشکارسازهای زیاد (مولتی دتکتور) از چند ردیاب یا آشکارساز بهرهگیری میشود. در این نوع ۸، ۱۶، یا ۶۴ ردیاب یا آشکارساز در طول حرکتی پیوسته و مستمر از بیمار، از طریق تابش پرتو تصویر به دست میآورند که حاصل تصاویری عالی و با جزئیات بسیار ظریف در زمان بررسی کمتر میباشد.
💡 دستگاه پروژکتور مدرن با تاباندن پرتو تصویر بر روی صفحه سفید، محتوای دیجیتال را به صورت بسیار بزرگ و واضح برای تماشا نمایش میدهد.
💡 مهندسان اپتیک با دقت بسیار زیادی روی تنظیمات دقیق پرتو تصویر کار میکنند تا از بروز هرگونه کژنمایی یا تار شدن تصویر جلوگیری کنند.
💡 در نمایشگاههای هنری دیجیتال، استفاده از پرتو تصویر با کیفیت بسیار بالا میتواند تجربهای غوطهورکننده و کاملاً خیرهکننده برای بازدیدکنندگان خلق کند.