لغت نامه دهخدا
پر شر و شور. [ پ ُ ش َرْ رُ] ( ص مرکب ) پربدی. || پرغوغا. پرهیاهو.
پر شر و شور. [ پ ُ ش َرْ رُ] ( ص مرکب ) پربدی. || پرغوغا. پرهیاهو.
پر از فتنه و آشوب، پرغوغا، پرهیاهو، پرماجرا.
( صفت ) ۱- پربدی پرشر. ۲- پر هیاهو پرغوغا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلق را زین جهان پر شر و شور چار دیوار گور بهتر گور
💡 بلی زمانه ناساز و دهر پر شر و شور ز بس که حال دلم خیره می بشوراند
💡 پس آنگاه آهنگ آشور کرد جهان را همه پر شر و شور کرد
💡 پاک رو زین سرای پر شر و شور ورنه گردی به زیر پای ستور
💡 گوشه گیری دردسر بسیار دارد در کمین در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن
💡 دکان زهد ببستند عاشقان امروز که از سواریت آفاق پر شر و شور است