پر برگ

مترادف‌ها

پربرگ

متضادها

کم برگ، بی‌برگ

لغت نامه دهخدا

پربرگ. [ پ ُ ب َ ] ( ص مرکب ) ( درخت... ) وَریق.وَریقه. بسیاربرگ. || بسیار رخت و کالا.

فرهنگ عمید

۱. گیاهی که برگ بسیار دارد، بسیاربرگ.
۲. [قدیمی] کسی که سازوسامان و توشۀ بسیار دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- بسیار برگ وریق. ۲- بسیار رخت و کالا.

جمله سازی با پر برگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الحقت دنیا چه پر برگ اوفتاد کاولین آسایشش مرگ اوفتاد

💡 زنو گشت پر برگ و برشاخ ها بیاراست گلبن بسی کاخ ها

💡 گل گشاید سفره پر برگ بهر عندلیب صبح خیزان را زند بر سفره گلبانگ صلا

💡 واعظ چرا نباشد گل گل؟ شکفته دارد باغی چو گوشه گیری پر برگ بینوایی!

💡 درختان بسی دید پر برگ و بار همان بیل بر دوش، دهقان زار

💡 گر چه به هر باغ بس لاله و گل ریخته ورچه به هر خانه پر برگ و نوا کرده بود

💡 در گوشه باغچه کوچک ما، یک درخت انجیر بسیار پر برگ قرار دارد که در تابستان سایه‌ای بسیار خنک و دلپذیر فراهم می‌کند.

💡 گیاهان آپارتمانی پر برگ باعث می‌شوند که فضای داخلی خانه زنده‌تر به نظر برسد و همچنین کیفیت هوای محیط را به طور چشمگیری بهبود بخشند.

💡 پس از بارش مداوم باران‌های بهاری، درختان اطراف جاده بسیار پر برگ و سبز شدند و منظره‌ای خیره‌کننده برای عابران در طول مسیر ایجاد کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران