لغت نامه دهخدا
پدمه. [ پ َ م َ / م ِ ] ( اِ )حصه. بهره. || پدرزه. زله، و هر چیز را گویند که در لنگی و یا رومالی بسته باشند. ( برهان ).
پدمه. [ پ َ م َ / م ِ ] ( اِ )حصه. بهره. || پدرزه. زله، و هر چیز را گویند که در لنگی و یا رومالی بسته باشند. ( برهان ).
(پَ مِ ) ( اِ. ) ۱ - بهره، نصیب. ۲ - غذا یا میوه ای که از یک مهمانی با خود بیاورند. ۳ - هر چیز پیچیده در دستمال.
۱. بهره، حصه.
۲. طعامی که در سفره یا دستمال ببندند و از جایی به جای دیگر ببرند.
( اسم ) ۱- بهره حصه. ۲- زله پدرزه ۳- هر چیز که در لنگی یا دستمالی بسته باشند.
بهره، نصیب.
غذا یا میوهای که از یک مهمانی با خود بیاورند.
هر چیز پیچیده در دستمال.
💡 در لحظات پایانی فیلم پدمه که دوقلو حامله بود، حین زایمان میمیرد و استاد جدای یودا برای اینکه رد سیت به دوقلوها نرسد دستور میدهد آنها جداگانه در نقطه از کهکشان زیر نظر جدایها بزرگ شوند.