پخل

لغت نامه دهخدا

پخل. [ پ ُ ] ( اِ ) پَرپَهن. فَرفَخ. خرفه. بقلةالحمقاء. رجله.

فرهنگ معین

(پُ ) (اِ. )نک خرفه.

فرهنگ عمید

کاه جو یا گندم که هنوز کوبیده و خرد نشده باشد، ساقه های خشک شدۀ جو یا گندم، کاه درشت.

فرهنگ فارسی

کاه درشت، کاه جویاگندم که هنوزکوبیده وخردنشده
( اسم ) پرپهن خرفه فرفخ بقله الحمقائ رجله.

ویکی واژه

نک خرفه.

جمله سازی با پخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر بشرویه دارای چند بازارچه صنایع دستی مستقر در خانه های قدیمی (دوره ایلخانی تا قاجار) است و از صنایع دستی این شهر می‌توان به برک بافی، جاجیم بافی، پخل بافی، فرش بافی، مینا کاری، سفالگری و خراطی و معرق کاری اشاره کرد.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز