لغت نامه دهخدا
پای گل. [ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پای گلبن. زیر گلبن:
مده جام می و پای گل از دست
ولی غافل مشو از دهر سرمست.حافظ.
پای گل. [ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پای گلبن. زیر گلبن:
مده جام می و پای گل از دست
ولی غافل مشو از دهر سرمست.حافظ.
پای گلبن زیر گلبن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهار می رسد، آیا بود که در چمنی نشسته پای گل و یاسمین تو باشی و من؟
💡 صحبت مستان تمام عمر در پای گل است بلبلان را گرچه صحبت بر سر گل میشود
💡 گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش گر نخیزد پیش پای گل زجا می زیبدش
💡 گل آمد به کف جام جامی چه عیب که در پای گل جام گلگون خورم
💡 در پای گل میان چمن جام می بکف واندر کنار سرو خرامانم آرزوست
💡 با گونه چو لاله بیاور شراب پیر در پای گل که عالم فرتوت شد جوان