پای نهادن

لغت نامه دهخدا

پای نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پای نهادن در کاری؛ بدان کار دست زدن. شروع کردن به آن. پای نهادن بر چیزی؛ ترک کردن آن. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

یا پای نهادن بر چیزی. ترک کردن آن.

جمله سازی با پای نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چپ و راست آوردگه دست و پای نهادن ندانست کس پا بجای

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
وافور یعنی چه؟
وافور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز