لغت نامه دهخدا
پای زو. [ زِ ] ( اِخ ) از خاورشناسان و باستانشناسان. رجوع به جلد اول ایران باستان صفحه 37 شود.
پای زو. [ زِ ] ( اِخ ) از خاورشناسان و باستانشناسان. رجوع به جلد اول ایران باستان صفحه 37 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیفتاد بر پای زو رفت هوش دل جان جمهور آمد بجوش