پاکم

لغت نامه دهخدا

پاکم. [ ک ُ ] ( اِخ ) ( قدیس... ) یکی از دعات عیسوی به مصر علیا و او را ذکرانی است به 14 مه. مولد در حدود 292 و وفات 308 م.

فرهنگ فارسی

یکی از دعات عسوی بمصر علیا و او را ذکرانی است به ۱۴ مه

جمله سازی با پاکم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شبنم کند به دامن پاکم چو گل نماز بلبل چرا مرا به گلستان نمی برد

💡 آلایش محیط در امکان عقل نیست کس این گمان به دامن پاکم نمی‌کند

💡 گفت اگرچه پاکم از ذکر شما نیست لایق مر مرا تصویرها

💡 مگر جدّ پاکم رسول خدا ز مهر اندر اینجا گزیده است جا

💡 دارد ز بس که بر نظر پاکم اعتماد پروانه خود چراغ در آرد به محفلم

💡 ضمیر پاکم نشگفت اگر به آتش دل ز رویم آمد پیدا چو گوهر از خنجر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران