لغت نامه دهخدا
پاک و پاکیزه. [ ک ُ زَ / زِ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) از اتباع. پاک. بنحو پاک.
پاک و پاکیزه. [ ک ُ زَ / زِ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) از اتباع. پاک. بنحو پاک.
( صفت ) پاک تمیز پاکیزه.
پاک بنحو پاک
💡 رهِ راستان است و فرمان بَران زری پاک و پاکیزه از غشّ و غل
💡 گریه ی آدم خاکی همه زان بود که تو پاک و پاکیزه اش از طینت صلصال کنی
💡 یگانه شو و پاک و پاکیزه دین که مرد یگانه بود بافرین
💡 هر که او سیرت تو پیشه گرفت از همه عیب پاک و پاکیزه برون آید چون زر از گاه
💡 حکمت از حضرت فرزند نبی باید جست پاک و پاکیزه ز تعطیل و ز تشبیه چو سیم
💡 جمله بودند از خیانت و غمز پاک و پاکیزه خاطر و دل و مغز