پاک شده
مترادفها
تصفیه شده، پاکسازیشده، منزه، مطهر
متضادها
آلوده، ناپاک، کثیف
لغت نامه دهخدا
پاک شده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سترده. زدوده. ممحو. ممحوه. ممحی. ممحیه. محو شده. زایل شده. مطموس. مطموسه. منسوخ. محکوک. ممحوق. ممحوقه. || بری. عاری. || پاک. زکّی. منقّح. مطهّر.
فرهنگ عمید
۱. پاکیزه شده.
۲. سترده، زدوده، محوشده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- سترده زدوده زایل شده محو شده مطموس منسوخ محکوک ممحوق. ۲- بری عاری. ۳- پاک پاکیزه زکی منقح مطهر.
جمله سازی با پاک شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جامی از هستی خود پاک شده در ره فقر و فنا خاک شده
💡 او پاک شده است و خام ار در حرم است در کیسه بدان رود که نقد درم است
💡 سراپا جوهری کز گوهر پاک شده آیینه سان شه را نظرگاه
💡 ز تخم کیان ما دو پوشیده پاک شده رام با او ز بیم هلاک
💡 تمامی اطلاعات حساس از حافظه رایانه پس از اجرای دستور نهایی، به طور کامل و دائمی از روی دیسک سخت پاک شده است.
💡 با گذشت زمان، بسیاری از خاطرات تلخ دوران کودکی از ذهن من پاک شده و تنها ردی از آنها در رویاهایم باقی مانده است.
💡 اگر فایلی به اشتباه پاک شده باشد، ممکن است با استفاده از نرمافزارهای مخصوص بازیابی داده، بتوان آن را دوباره به دست آورد.