پاک جیب

مترادف‌ها

پاکدست، درستکار، بی‌ریا، امانت‌دار

متضادها

پول‌پرست، فاسد، حریص

لغت نامه دهخدا

پاک جیب. [ ج َ ] ( ص مرکب ) عفیف. معصوم. عفیفه. معصومه:
زانکه عادت کرده بود آن پاک جیب
در هزیمت رخت بردن سوی غیب.مولوی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) عفیف معصوم عفیفه.
عفیف معصوم

جمله سازی با پاک جیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جان بخش نغمه ای زنم از طبع پاک جیب روح اللّهی ز مریم عذرا برآورم

💡 پرده بردار ای فکار پاک جیب می بشو زآئینهٔ دل زنگ ریب

💡 مریم شود ز نکهت او بکر پاک جیب عیسی بود به مدحت او، ذات پاک زاد

💡 او به عنوان یک مدیر پاک جیب در سازمان شناخته می‌شود که هرگز اجازه نمی‌دهد مسائل مالی شخصی با وظایف اصلی شغلی‌اش تداخل داشته باشد.

💡 در طول تاریخ این کشور، افرادی که با صداقت و پاک جیبی خدمت کرده‌اند، همواره مورد احترام و ستایش مردم و نسل‌های بعدی بوده‌اند.

💡 برای رسیدن به یک جامعه عادلانه و پیشرفته، تربیت نسل‌هایی که پاک جیب و با وجدان هستند، از اهمیت بسیار حیاتی و بنیادین برخوردار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران