لغت نامه دهخدا
پاساد. ( اِ ) صیانت باشد و آن محافظت کردن است خود را از سخنان هزل و قبیح و افعال شنیعه و قبیحه. ( برهان ).
پاساد. ( اِ ) صیانت باشد و آن محافظت کردن است خود را از سخنان هزل و قبیح و افعال شنیعه و قبیحه. ( برهان ).
صیانت باشد و آن محافظت کردن است خود را از سخنان هزل و قبیح وافعال شنیعه و قبیحه
اسم: پاساد (پسر) (فارسی) (تلفظ: pasad) (فارسی: پاساد) (انگلیسی: pasad)
معنی: محافظت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه پاساد یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر رشتخوار استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، باریت است.